Saturday, June 11, 2005

مصاحبه با فرزاد حميدى سخنگوى جبهه دمكراتيك ايران پس از ازادى از زندان رجايى شهر

زندان رجايى شهر يك كشتارگاه و سياهچال است. عده اى قاتل و جنايتكار با شمشير و خنجر همديگر را ميزنند و زندانيان سياسى در اين محيط امنيت ندارند. وضع دوستان من كه از ۱۱روز پيش تا به حال اعتصاب غذا كرده اند، بسيار نگران كننده است.
” دكتر فرزاد حميدى سخنگوى جبهه دمكراتيك ايران پنجشنبه ۱۹ خرداد پس از تحمل ۱۱ ماه زندان، آزاد شد. بازداشت دكتر حميدى در جريان تحصن خانواده هاى زندانيان سياسى مقابل دفتر سازمان ملل صورت گرفته بود. فرزاد حميدى در گفتگو با صداى آلمان، چگونگى آزادى و شرايط زندان را تشريح كرد.
مصاحبه: مهيندخت مصباح
دويچه وله: آقاى حميدى در خبرها آمده كه آزادى ديروز شما با تهديد و ضرب و شتم و ضبط وسايل تان صورت گرفته است. توضيح بيشترى در اين مورد داريد؟
فرزاد حميدى: بله. موقع خروج از درب اصلى تمام وسايل من راابتدا تفتيش كردند. يك نايلونى بود كه وسايل شخصى در آن بود و توى آن چيزى پيدا نكردند. بعد يكدفعه ناگهانى دستور لخت شدن من صادر شد. من را لخت مادرزاد كردند و متاسفانه از لباس هاى زير بنده يك سرى يادداشت هاى شخصى و نامه هاى دوستان را پيدا كردند. بعد چهار سيلى محكم به گوش من زدند. پنج مرتبه در حالت لخت من را وادار به”بشين، پاشو” كردند. با اهانت و فحاشى تهديد كردند به اين كه مرا به انفرادى مى برند و شلاق ام ميزنند. منتها تماس گرفتند با چند جاى مختلف و گويا از بالا دستور صادر شد كه شلاق و انفرادي منتفى شود. بعد چندين ساعت تاخير و معطلى سرانجام هيچيك از وسايل مرا ندادند و حتى لباس ها و كمربندم را از من گرفتند. حتى دمپايى زندان را هم گفتند كه زير اين چه چيزى پنهان كرده اى و آن را هم مصادره كردند. احتمالا ميخواهند تمام وسايل بنده را پاره و تفتيش كنند تا احيانا به زعم خودشان كاغذى چيزى پيدا كنند.
دويچه وله: يعنى شما پابرهنه آزاد شديد؟
فرزاد حميدى: نخير! كفش بنده كه در انبار بود را به من دادند اما دمپايى زندان را كه داخل بند استفاده ميكردم به خيال اين كه زيرش چيزى پنهان شده، گرفتند.
دويچه وله: ممكن است از اين چيزهايى كه به دست آورده اند، مورد خطر آفرينى براى شما و دوستان تان وجود داشته باشد؟
فرزاد حميدى: همينطور است. احتمال خطر و پرونده سازى هاى جديدى وجود دارد. يكسرى نامه هاى دوستان و يادداشت هاى خود كه نسبتا حساس است، گرفته اند. وقتى به خانه آمدم نيز مطلع شدم كه شنبه ۲۱ خرداد بايد به اتفاق پدرم در دادگاه انقلاب شعبه ۲۶ حضور پيدا كنم و علت اش را نميدانم.
دويچه وله: شما تحت چه شرايطى آزاد شديد؟ آيا ضوابطى برايتان قائل شدند؟
فرزاد حميدى: بله. من با ضمانت خواهرم آزاد شدم. هفته گذشته چند نفر رفته بودند براى كفالت من كه قبول نكرده بودند. سرانجام ضمانت خواهرم را پذيرفتند. منتها پرونده باز است و قاضى در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب گفته كه كوچكترين حركتى از سوى من با دهسال زندان همراه خواهد بود.
دويچه وله: وضعيت دوستان ديگرتان كه با هم در يك بند بوديد، به چه قرار است؟
فرزاد حميدى: دوستان الان در زندان رجايى شهر وضعيت بسيار اسف بارى دارند. اين زندان واقعا يك كشتارگاه است. سياهچال تمام عيار است. اينها واژه هايى هست كه من ميتوانم آنجا را توصيف كنم. با شمشير و خنجر آن زندانيان كه قاتل و جنايتكار هستند، همديگر را ميزنند. دوستان الان امنيت جانى ندارند و هر لحظه ممكن است مورد تهاجم اين زندانيان خطرناك مسلح به خنجر قرار گيرند. جانشن در خطر است . الان هم دوستان ۱۱ روز است كه در يك حركت جمعى، تمام زندانيان سياسى در رجايى شهر دست به اعتصاب غذا زده اند. لاغر شده اند. ضعف عمومى دارند. ضعف فشار خون دارند و وضعيت شان بسيار نگران كننده است.
دويچه وله: به هيچكدام از آنها وعده اى داده نشده كه به زودى تكليف شان روشن ميشود؟
فرزاد حميدى: شفاها گفته شده كه دركمتر از ۲۰ روز آنها را به زندان اوين منتقل خواهند كرد. اين را ديروز من شنيدم. منتها حدودا دو سه هفته پيش هم از شوراى عالى نظارت بر زندان ها يك هيئتى آمد و تمامـى ما رابردند و آنهاا قول دادند كه ما شما را عنقريب به زندان اوين منتقل خواهيم كرد اما الان يك ماه از رفتن اين هيئت ميگذرد و حضور آنها مصادف بود با اين كه فردايش يك هيات از حقوق بشر خارج از كشور آمد و فكر ميكنم آن اقدام تبليغاتى بود و وعده هايشان دروغ بود.
دويچه وله: آقاى دكتر حميدى شما خودتان قبلا درچند مورد اعتراضى در زندان رجايى شهر دست به اعتصاب غذا زده بوديد. خيلى ضعيف و رنجور شده بوديد. الان وضع خودتان چگونه است؟ سلامت ايد؟ وضع روحى تان چطور است؟
فرزاد حميدى: يك اعتصاب غذاى بسيار سنگين به اتفاق دوستان در زندان رجايى شهر داشتم كه ۴۶ روز به طول انجاميد. بسيار لاغر شدم. ضعيف شدم از هر نظر. تمام موهام سفيد شده. فشار روحى بسيار شديدى به من وارد كردند. شكنجه روحى تمام عيار در انفرادى ۲۰۹ وزارت اطلاعات و در رجايى شهر داشتم. اعتصاب غذا هم بسيار سنگين بود و تمام توان جسمى ام را از دست دادم. از نظر روحى وضعيت مناسبى ندارم و سعى ميكنم به بازسازى خودم بپردازم تا با توان بهترى در صحنه باشم.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home