Tuesday, March 08, 2005

مهندس ارژنگ داوودی وعدالت اسلامی, دکتر بيژن کريمی

مثلی است که ميگويد "کله پز برخاست سگ جايش نشست". مهندس ارژنگ داوودی بتوسط عمال به اصطلاح قاضی مرتضوی دستگير ومورد شکنجه قرار گرفت وآنگاه که قاضی مرتضوی يا احتياج به نفسی تازه کردن پيداکرد ويا ازترس آنچه که درآينده انتظارش را ميکشد ويا مصلحتی ديگر پست خود را به اصطلاح به قاضی حداد تحويل داد اين فرد همچون سلفش که لکه ننگی بر واژه قاضی وقضاوت گذاشته است کار ناتمام ولينعمت خود را به خيال خود به اتمام رساند. مـهنـدس داوودی مبارزی جان بر کف است که ازتمام نعمات زندگی درخارج ازکشور چشم پوشيد تا ميهن خود را ازجوروستم ملايان رهائی بخشد. بالاخره در روياروئی با قاضی حداد، اين قاضی بی بهره ازهرگونه خصلت انسانی ولی مزين به منصب اسلامی مهندس داوودی به زندان رجائی شهر منتقل وسپس پس ازاعتصاب غذائی طولانی، بهمراه همراهان مصمم خويش، با غل وزنجيردرحاليکه ازصدمات جسمی زيادی وازجمله تنگی نفس و درد گوش وازدست دادن مقدار زيادی ازشنوائی خود که بر اثر شکنجه به وی وارد آمده است رنج ميبرد برای ابلاغ حکم عدل اسلامی به وی به دادگاه انقلاب فرستاده شـد. پـانزده سال زنـدان وهـفتادضربه شلاق ومـحروميت ازحقوق اجتماعی وتبعيد به نقاط دوردست ازجمله موارد ذکر شده درحکم دادگاه عدل اسلامی ميباشد. اوبارها تهديد شده است که چه درداخل زندان وچه درخارج زندان اوراخواهند کشت وبه همين واسطه وی وصيت نامه خويش را نوشته است که درصورت لزوم دراختيار هم ميهنان قرار خواهد گرفت. اين وطن فروشان بی مايه هيچگونه ارزشی برای زندگی انسانها قائل نيسـتند وتا زمانی که با تحميق مردم خـمس وزکاتشان برسـد وبتوانند همچون اسلافشان ازخزانه مردم ايران غنيمت بگيرند به جناياتشان ادامه خواهندداد. شايد اگر خود اين ببران کاغذی ويا فرزندانشان چند ضربه ازآن شلاق ها را بخورند درک بهتری ازميزان سبعيت خود پيدا نمايند. شايد به همين واسطه است که گروهی ازجوانان وديگر اقشار مردم را عقيده بر اين اسـت که بايد اين جانيان را با همان احکام اسلامی که به آن اعتقاد دارند و چپ و راست صادرشان ميکنند مجازات نـمود چه اگر آنرا عدالت ميدانند خودهم بد نيست طعم آنرا بچشـند. براسـتی اگر درقرن بيست ويکم ودوران ماهواره واينترنت وحقوق بشر وسازمان ملل وسازمانهای دفاع ازحقوق بشروتلاش شبانه روزی برای نجات زندانيان سياسی بتوسط بسـياری هم ميهنان ومبارزين ووجود خبرنگاران تيزچشم، يک ايرانی ميهن پرست که برای آزادی کشور خود به مبارزه مسالمت آميزبا رژيم ظلم اسلامی قيام کرده است چنين مکافات ميشود وآنهم به دست به اصطلاح مسـلمان ايرانی بايد ازخود پرسيد که در ١۴٠٠ سال پيش عدل اسـلامی واعراب بيـگانه چه بر سر مادران وپدران ما آورده انــد وچه تسمه ای ازگرده آنان کشـيده اند وآنان که ميگويند مردم ايران خود اسلام را پذيرفتند ونـه با زور شـمشير تا به کجا ازمرحله پرت هسـتند وبه همان نسـبت مقصر در انحطاط فرهنگی کشورمان وبروزويا استمرارفاجعه رژيم اسلامی ميباشند. گريزبه اين مـوضوع را ازآنجا جايز دانســتم که هـمين عدم شنـاخت ازفرهـنگ و پيـشينه ما و نوکری بی و يا بـا جـيره ومواجب برخی ايـرانيان بی فرهنگ به اسلام و بيگانه پرستيشان باعث چنين مصيبتی گشته است وبدون پالايش فرهنگی اين فاجعه بازهم درتاريخ ما ميتواند تکرار گردد. رژيم اسلامی وجود امـثال مهندس داوودی را خاری در چشم خويـش و ريگی درکفش خود ميبينـد. ازاين روی قصد ازبين بردن اورا دارد. شـايد دراين راه افرادی دون مايه چون حداد ومرتضوی با تکيه برحمله دوم به اصطلاح فلسفی اعراب به ايران بتوانند اينکاررا بکنند ولی اين را مطمئن باشند که اين بار ايرانيان اين نوع جنايات را بدون مکافات نخواهند گذاشت. اين به اصطلاح قاضيان تنها اميدی را که برای سبک نمودن بارگناهان خود درپيشگاه ملت ايران دارند همانا عقب نشينی ازمواضع خود وآزادی زندانيان سياسی دربند است. واقعيت اين است که امکان اينکه مردم ازستمی که بر عزيزانشان رفته است درگذرند کمتر ازآن است که خود زندانيان سياسی اگر اندک عدالتی ازيک قاضی ديده باشند ازگناه او درگذرند. بايد گفت که بهترين شانس اين قاضيان برای رهائی ويا فراراز مجازات سنگين همانا زندانيان سياسی خواهند بود اگر به نفعشان شهادت دهند. بر اين باورم که بسياری ازهم ميهنان ومبارزين راستين دراين پيام به اين قاضيان با من همراه ميباشند که « ازاعمال واحکام خود برحذرباشيد چه خانه ای که بر آب بنا شده با موجی درهم خواهد شکست وخروش موج حرکت مردم زياد دور نيست ». دکتر بيژن کريمی اسفند ١٣٨٣

0 Comments:

Post a Comment

<< Home