Thursday, February 17, 2005

آخرین فریاد

بعد از 25 روز اعتصاب غذا، چشمها کم سو می شوند، سردردها امان انسان را می برند، سرگیجه و افت فشار خون نمی گذارند تا سرپا به ایستید یا حتی بنشینید. دیگر چیزی به نام گرسنگی را به خاطر نمی آورید و فقط به تسکین عوارض سوء تغذیه فکر میکنید. دیگر نخوابیدن هم برایتان مشکل می شود.
همه میدانیم که در زندان رجایی شهر در تابستان سال 67 چه گذشت، میدانیم دوغی که با آن 750 نفر از زندانیان سیاسی آن زندان را در سینمای زندان مسموم کردند، چه تعم تلخی داشت. چون تقریباً همه به نوعی جرعه ای از آن دوغ را نوشیده ایم. بهتر از آن میدانیم که در این 25 روز بر 7 تن از عزیزانمان چه گذشت. در این 25 روز که برای اعتصابیون از 25 سال هم طولانی تر بوده است. بینا داراب زند، ارژنگ داودی، فرزاد حمیدی، حجت زمانی، جعفر اقدامی، ولی فیض مهدوی و مهرداد لهراسبی که در همان هفته ی اول به دلیل بیماری حادی که از ابتدای دوره ی زندان از آن رنج میبرد مجبور به شکستن اعتصاب غذا شد، همگی به دلیل اعتراض به گرسنگی دیگران و بی عدالتی و ظلم حاکم بر جامعه اکنون در زندان می باشند.
اینروزها زمزمه هایی به گوش میرسد که از این عزیزان تقاضا کنیم که اعتصاب غذای خود را بشکنند. اما آنها هنوز به نتیجه ی مطلوب نرسیده اند هیچ، حکم بینا داراب زند نیز در دادگاه تجدید نظر قطعی شده است. حکمی که سرتا سر آن نقض قانون به چشم می خورد. از دوماه سلول انفرادی غیر قانونی گرفته تا انتقال غیر قانونی به زندان گوهر دشت و حتی 50 ضربه شلاق غیر قانونی که قاضی حداد خود نیز ارتباط آن را با جرم سیاسی هنوز نفهمیده است و معلوم نیست که چرا آن را در ادامه ی سه سال و نیم زندان صادر کرده است. قاضی حداد که در میان همکاران خویش نیز به فساد مالی و بیماری روانی (موجی بودن) شهره است، عادت ندارد حکم خود را به متهم ابلاغ نماید. وی قاضی اکثر پرونده های سیاسی است و در بین زندانیان سیاسی به حکمهای فله ای که صادر میکند و همچنین بی ادبی شهرت دارد. شکستن اعتصاب غذا به این معناست که این 7 عزیز باید تمام مدت این حبسهای فله ای قاضی حداد را در آن زندان مخوف سپری کنند؟ در بین هزاران دزد، قاتل، قاچاقچی، معتاد و شرور؟ بینا داراب زند این پیر مرد مبارزات دمکراسی خواهانه سه سال دیگر از حبس خود را باید در چنین مکانی سپری کند؟ هنوز فراموش نکرده ایم که بازجوی وزارت اطلاعات سعید شیخان، حجت زمانی را تهدید کرده بود که حکم اعدامش را به اجرا در خواهند آورد. چه تضمینی وجود دارد که در صورت شکستن اعتصاب غذا از سوی این عزیزان سعید شیخان نقشه ی خود را عملی نکند؟ سعید شیخان این بازجو و شکنجه گر مو قرمز وزارت اطلاعات از سفاکترین و حیوانترینها در بین همکاران خود به شمار می آید. وی کسی است که نقش بسیار موثری در اعدامهای سال 67 و قبل از آن بازی نمود و همچنین ارتباطات تنگا تنگی نیز با باند سعید امامی داشت. کسانی که تقاضای شکستن اعتصاب غذا را مطرح نمودید براستی چه تضمینی وجود دارد که بعد از شکستن اعتصاب غذا و از بین رفتن حساسیتهای مطبوعاتی از روی این 7 عزیز، برخوردهای رژیم با این دوستان، ددمنشانه تر از قبل نشود؟
بیایید آخرین تلاشهایمان را نیز بکنیم. بیایید آخرین قدم را چنان برداریم که حاکمیت وادار به عقب نشینی شود و این عزیزان را به زندان اوین برگرداند. آنها خواسته ی غیر معقول و غیر مشروعی ندارند. خواست این عزیزان کاملا مشروع، قانونی و منطقی است. من از تمام خبر گزاریها، تمام خبرنگاران، تمام رادیو وتلویزیونهای آزاد و آزادیخواه، تمام گروههای مدعی دفاع از حقوق بشر و تمام گروهها و احزاب سیاسی که به نوعی برای آزادی و دمکراسی در ایران مبارزه میکنند تقاضا دارم تا آخرین فریاد این عزیزان را نیز منعکس نموده، باشد که در این آخرین فرصت باقی مانده کاری کنیم که این شیر مردان را به زندان اوین بازگردانند.
در این راستا چند شماره تلفن در اختیار شما میگذارم:
دکتر فقیهی (وکیل بینا داراب زند): 09121753008
خلیل بهرامیان (وکیل فرزاد حمیدی و ...): 09121463518
حسن زارعزاده اردشیر (سخنگوی زندانیان اعتصابی): 09123583316

با سپاس کورش رزمریم28/11/1383

0 Comments:

Post a Comment

<< Home